از ChatGPT پرسیدم آیا هوش مصنوعی مبتنی بر صفحهنمایش برای کودکان مفید است

پاسخ «او» حتی یک آموزگار باتجربه را هم شگفتزده کرد
نظرسنجی اخیر مؤسسه گالوپ نشان داد که رضایت والدین آمریکایی از کیفیت مدارس کشور به پایینترین سطح خود در روند ۲۷ ساله این نظرسنجی رسیده است؛ بهطوریکه تنها ۳۲ درصد والدین گفتهاند از کیفیت مدارس آمریکا رضایت دارند.
هر بار که با چنین آماری، یا نتایج سالانه برنامه بینالمللی ارزیابی دانشآموزان (PISA)، روبهرو میشویم، رهبران سیاسی، تجاری و رسانهای آمریکا به دنبال راهکارهایی برای حل مشکلات مدارس میگردند؛ از فناوریهای جدید گرفته تا طرحهای مختلف و هر ابزار دیگری که شاید بتواند اوضاع را تغییر دهد. اما مسئله این است که دلیل ناکارآمدی مدارس لزوماً ارتباطی با راهحل همهکارهای ندارد که این روزها مطرح میشود: هوش مصنوعی. بسیاری از ما که در حوزه آموزش فعالیت میکنیم، بهسادگی به این نتیجه میرسیم که انسان موجودی زنده است که با تمام وجود خود تجربه میکند و میآموزد. کودکان صفر تا ۱۲ سال در محیطی زندگی میکنند، رشد میکنند و یاد میگیرند که ابعاد و پیچیدگیهای آن بسیار فراتر از یک صفحهنمایش است.
بااینحال، ۹۹ درصد هوش مصنوعی در ایالات متحده از طریق صفحهنمایش در اختیار کاربران قرار میگیرد. در نتیجه، کودکان برای بهرهمندی از آنچه «نبوغ» هوش مصنوعی نامیده میشود، ناچارند از صفحهنمایش استفاده کنند. قرار دادن واژه «نبوغ» در گیومه به معنای کماهمیت دانستن پیشرفتهای هوش مصنوعی نیست. من خودم در کاربردهای روزمره و تجاری این فناوری از آن استفاده کردهام؛ از کاهش ۱۹ پوند وزن گرفته تا آمادهسازی ارائههایی منظم و ساختارمند. البته هوش مصنوعی در کسبوکارها نیز کارهای بسیار بیشتری از آنچه اغلب ما در زندگی روزمره متوجه میشویم انجام میدهد. یکی از بنیانگذاران این حوزه، دمیس هسابیس، همواره دیدگاهی آرمانگرایانه داشته و خواهان استفاده انحصاری از این فناوری برای اهداف علمی بوده است.
اما استفاده از هوش مصنوعی در مدارس ابتدایی مسئله دیگری است. این کاربرد نهتنها ظاهراً با هدف اولیه هسابیس همخوانی ندارد، بلکه، همانطور که در ادامه دریافتم، با دیدگاهی که خود هوش مصنوعی درباره جایگاهش در یادگیری کودکان بیان میکند نیز سازگار به نظر نمیرسد.

حتی کاخ سفید نیز با شتابی بیسابقه در حال پیشبرد استفاده از هوش مصنوعی در کلاسهای درس است؛ اقدامی که بسیاری از حامیان حزب جمهوریخواه را ناراضی کرده است. بر اساس نظرسنجی انجامشده از سوی بنیاد قرن (The Century Foundation)، ۸۰ درصد جمهوریخواهان خواهان اعمال محدودیت بر نحوه استفاده از هوش مصنوعی در کلاسهای درس هستند. همچنین ۶۰ درصد آنها بهشدت نگراناند که کودکان بدون آنکه واقعاً چیزی بیاموزند، از هوش مصنوعی استفاده کنند.
اوایل امسال، هنگامی که در شبکه نیوزمکس درباره این موضوع از من پرسیدند، همین نگرانی را مطرح کردم.
چین نیز اغلب بهعنوان دلیلی برای شتاب بخشیدن به توسعه هوش مصنوعی در مدارس مطرح میشود. ملانیا ترامپ اخیراً در اظهارنظری گفته است: «باید دانش، ابزارها و فرصتهایی را در اختیار فرزندانمان قرار دهیم تا بتوانند ایدههای خود را به واقعیت تبدیل کنند. در چارچوب این ابتکار، دانشآموزان شرکتکننده پروژهای را انجام میدهند که شامل مطالعه، توسعه یا استفاده از یک روش یا ابزار هوش فوقپیشرفته برای رسیدگی به چالشهای جامعه است؛ در همین حال، آموزگاران بر رویکردهای خلاقانه برای تدریس یا استفاده از فناوریهای هوش فوقپیشرفته در آموزش دانشآموزان از مهدکودک تا پایه دوازدهم تمرکز خواهند کرد.»
با خودم فکر میکنم تا چه اندازه درباره شیوه آموزش ریاضی، علوم و مهندسی به کودکان در چین تحقیق شده است. پل لاکهارت، ریاضیدان برجسته، در آثار و نوشتههای خود بارها اشاره کرده است که در مدارس ابتدایی چین استفاده از صفحهنمایش بسیار محدود است. تفریق را با انجام دادن یاد میگیرند؛ علوم زمین و فرایندهای مکانیکی را هم به همین شیوه آموزش میدهند. درست است که چین برای دانشآموزان دبیرستانی کلاسهای هوش مصنوعی با محوریت توسعه نرمافزار و پژوهش برگزار میکند، اما بهخوبی میداند که دوره صفر تا ۱۲ سالگی زمانی برای پایهریزی تفکر انتقادی از طریق تجربه عملی است. من از بسیاری از اقدامات دولت کنونی در حوزه آموزش حمایت میکنم، اما این رویکرد بهشکلی جدی با آن اقدامات و اهداف همخوانی ندارد.
این کشور رکورد تاریخی کسب مدالهای المپیک، دریافت جوایز نوبل و پرورش کارآفرینان و مدیران عامل را در اختیار دارد. ما هرگز از طریق بالا بردن امتیازهای آزمون پیزا یا پیروی از یک ایده نامناسب در چین به چنین جایگاهی نرسیدهایم. آنچه به ما کمک کرده، توجه به شرایط و نیازهای انسانی و ارتقای آن بوده است.
به همین دلیل احساس کردم باید مستقیماً از خود ChatGPT بپرسم که آیا به نظر «او»، هوش مصنوعی برای کودکان مفید است یا خیر.
پاسخ کوتاه و روشن بود:
«اگر رشد دوران کودکی را از منظر مراحل رشدی تعریف کنیم؛ یعنی دورهای که در آن بدن، توجه، زبان، تخیل، قضاوت، هویت و توانایی برقراری ارتباط از طریق تجربههای جسمانی شکل میگیرند، نمیتوان در حال حاضر فرض را بر این گذاشت که هوش مصنوعی ارائهشده از طریق صفحهنمایش برای کودکان مفید است.»
سپس «او» توضیح بیشتری داد:
«مشکل مفهومی عمیقتر این است که معمولاً واژه «آموزشی» را بهعنوان برچسبی برای محتوا به کار میبریم، نه نتیجهای که درباره رشد کودک به دست آمده باشد. ممکن است کودکی حروف، اعداد، واقعیتها یا واژگانی را که روی صفحهنمایش ارائه شدهاند به خاطر بسپارد. سپس پژوهشگران بهبود همان متغیر مشخص را ثبت کنند. اما در این میان، پرسشهای مهمی بیپاسخ میمانند:
- آیا کودک با یک انسان، شیء، کتاب، ترانه یا بازی میتوانست بیشتر بیاموزد؟
- آیا صفحهنمایش جای حرکت، گفتوگو، مشاهده، بیحوصلگی یا بازیهای تخیلی را گرفته است؟
- آیا آموختههای کودک از صفحهنمایش به زندگی واقعی و تجربههای جسمانی او منتقل شدهاند؟
- توجه و انگیزه کودک در خارج از فعالیتی که اندازهگیری شده، چه تغییری کردهاند؟
این تمایز، استدلال به نفع هوش مصنوعیای را که مستقیماً با کودکان تعامل دارد، بیش از پیش تضعیف میکند. هوش مصنوعی تعاملی و شخصیسازیشده است، اما این ویژگیها آن را از نظر رفتاری قدرتمندتر میکنند، نه لزوماً از نظر رشد و پرورش کودک مفیدتر. در حال حاضر، شواهدی نمیبینم که این ادعا را تأیید کند که استفاده مستقیم کودکان صفر تا ۱۲ سال از هوش مصنوعی، در مقایسه با گزینههای انسانی، فیزیکی و مبتنی بر روابط، به رشد همهجانبه آنها کمک میکند.»
این مسئله اهمیت بسیار زیادی دارد.
اهمیت آن فقط به تناقض جالب در پاسخ هوش مصنوعی محدود نمیشود؛ نکته مهمتر، توضیح مشخص ChatGPT درباره هزینههای سنگینی است که استفاده از این فناوری میتواند برای کودکان داشته باشد، درحالیکه مزایای آن اندک است و عمدتاً به سهولت استفاده و درآمدهای بازار سهام مربوط میشود. حتی پژوهشی که اخیراً در دانشگاه هاروارد درباره تأثیر هوش مصنوعی بر رشد کودکان انجام شده و از برخی مزایای محدود آن حکایت دارد، به سرپرستی یینگ شو، گزارش کرده است که «وقتی کودکان با یک انسان صحبت میکنند، احتمال بیشتری دارد که مسیر گفتوگو را خودشان تعیین کنند، پرسشهای تکمیلی بپرسند و افکارشان را با طرف مقابل در میان بگذارند».
اگر هدف از پرورش کودک این است که او در آینده به بزرگسالی توانمند و سازنده تبدیل شود و با فضیلت، سختکوشی، خلاقیت و تصمیمگیری سنجیده به جامعه خدمت کند، چگونه میتوانیم با هوش مصنوعی به این هدف برسیم، درحالیکه خود این فناوری فاقد همین ویژگیهاست؟ یادگیری فعال، تجربه عملی و همراهی انسانها همان چیزهایی هستند که برای پرورش نسل آیندهای متفکر به آنها نیاز داریم.
حتی خود ChatGPT هم میگوید که هوش مصنوعی بهتنهایی قادر به تحقق چنین هدفی نیست.
امیدوارم رهبران انسانی ما نیز به همین اندازه هوشمندانه عمل کنند.
