هوش مصنوعی و معمای یادگیری
من عاشق معما هستم؛ آنقدر که حتی برای پیدا کردن معماهای بهتر، روزنامهای را که میخواندم عوض کردم. وقتم را صرف بازی وردل میکنم و بخش قابلتوجهی از روزم را هم به کانکشنز اختصاص میدهم. گاهی از دست طراح معما کلافه میشوم، اما همچنان از چالش لذت میبرم. «مولهالند، اتوکروز، فولهاردی»؛ کسی میتواند نام خانوادگی بازیگرانی را که نام کوچکشان تام است، با این سرنخها به هم ربط بدهد؟ کسی هست؟
میتوانم این دردسرها را به هوش مصنوعی بسپارم: برایش دستور بنویسم، یک عامل هوشمند راهاندازی کنم و از آن بخواهم هر روز معماهایم را حل کند؛ آنوقت خودم قهوهام را بنوشم و به کارهای مهمتر برسم. اما چنین کاری نمیکنم. من حل کردن معماها را دوست دارم و معتقدم بیشتر انسانها نیز همینطورند.
حل معما به خلاقیت نیاز دارد و خلاقیت در چارچوب محدودیتها شکل میگیرد. خاطرهای از دوران اقامتم در خوابگاه در شهر چنای به ذهنم میآید؛ زمانی که...
