آیا تضمین اشتغال راهحلی برای بیکاری گسترده ناشی از هوش مصنوعی است؟

تحلیل | نیک رومئو
در حالی که شماری از چهرههای بانفوذ هشدار میدهند هوش مصنوعی ممکن است بحرانهایی عظیم به راه بیندازد، ایدهای قدیمی بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است.
میلتون فریدمن، اقتصاددان آمریکایی، در مقدمه کتاب مشهور خود «سرمایهداری و آزادی» به این نکته اشاره کرده بود که بحرانها میتوانند ایدههایی را که زمانی در حاشیه قرار داشتند، به جریان اصلی سیاستگذاری وارد کنند.
او نوشته بود: «تنها یک بحران، چه واقعی و چه آنچه بحران تصور میشود، میتواند تغییر واقعی ایجاد کند. وقتی بحران رخ میدهد، اقداماتی که انجام میشوند به ایدههایی بستگی دارند که از پیش مطرح بودهاند.» فریدمن معتقد بود وظیفه روشنفکران، اندیشکدهها و اقتصاددانان این است که این ایدههای موجود را پرورش دهند و کیفیتشان را بهبود بخشند تا هنگام وقوع فاجعه، راهحلهای مناسب آماده اجرا باشند.
اکنون شماری از چهرههای بانفوذ پیشبینی میکنند که هوش مصنوعی ممکن است بحرانهایی بسیار بزرگ ایجاد کند. بیل گیتس گفته است که هوش مصنوعی چنان سریع پیشرفت خواهد کرد که ظرف یک دهه، دیگر برای «بیشتر کارها» نیازی به انسان نخواهد بود. داریو آمودی، مدیرعامل شرکت آنتروپیک، نیز هشدار داده است که این فناوری ممکن است طی یک تا پنج سال آینده بیکاری گستردهای ایجاد کند و بسیاری از مشاغل تخصصی و اداری را در حوزههایی مانند حقوق، فناوری و امور مالی از بین ببرد. حتی اگر این پیشبینیها نادرست از آب درآیند، ممکن است سرمایهگذارانی که مبالغ هنگفتی روی این فناوری سرمایهگذاری کردهاند، به این نتیجه برسند که هوش مصنوعی یک حباب اقتصادی است. چنین برداشتی بهخودیخود میتواند رکود اقتصادی و از دست رفتن گسترده مشاغل را در پی داشته باشد.
چه بحران بیکاری گسترده ناشی از هوش مصنوعی واقعاً رخ دهد و چه صرفاً تهدیدی تصورشده باشد، یک راهکار سیاستی که روزبهروز توجه و حمایت بیشتری جلب میکند، میتواند مستقیماً به کاهش این مشکل کمک کند: تضمین اشتغال.
در بلندپروازانهترین شکل این سیاست، هر فردی که مایل به کار کردن باشد، میتواند از داشتن شغلی معنادار با دستمزدی مناسب اطمینان داشته باشد. طرفداران این طرح معتقدند ایجاد یک گزینه عمومی برای اشتغال میتواند میلیونها نفر را از آسیبهای مالی و روانی بیکاری محافظت کند. در عین حال، چنین برنامهای قادر خواهد بود نیروی کار عظیمی را برای رسیدگی به مشکلات فوری جامعه بسیج کند؛ از توسعه زیرساختها و سازگاری با تغییرات اقلیمی گرفته تا مراقبت از سالمندان و کودکان.
تضمین اشتغال، چه بهعنوان یک آرمان و چه در قالب سیاستی اجرایی، سابقهای طولانی دارد. ماده ۲۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸ تصریح میکند: «هر کس حق دارد کار کند، شغل خود را آزادانه انتخاب کند، از شرایط کاری عادلانه و مطلوب برخوردار باشد و در برابر بیکاری حمایت شود.» در دوران رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰، فرانکلین دی روزولت، رئیسجمهور وقت آمریکا، سازمانی به نام «اداره پیشرفت کارها» (WPA) تأسیس کرد که میلیونها آمریکایی را در پروژههای بزرگ عمرانی عمومی به کار گرفت. این پروژهها شامل ساخت جادهها، پلها، شبکههای فاضلاب، زمینهای بازی و بسیاری تأسیسات دیگر بود. در سالهای اخیر نیز کشورهایی مانند فرانسه، هند و آرژانتین شکلهایی از برنامه تضمین اشتغال را اجرا کردهاند.
اگرچه تضمین اشتغال و درآمد پایه همگانی (UBI) اغلب در کنار یکدیگر مطرح میشوند، یک نظرسنجی جهانی اخیر نشان داده است که حمایت از تضمین اشتغال بیشتر از درآمد پایه همگانی است. نظرسنجیهایی که دیوید شور، استراتژیست حزب دموکرات، از آمریکاییها انجام داده نیز همین الگو را نشان میدهد: مردم از ایجاد مشاغل پردرآمد بیشتر از پرداخت مستقیم کمکهزینه معیشتی حمایت میکنند. نیک هاناور، سرمایهگذار خطرپذیر و فعال مدنی، معتقد است این نتیجه قابل درک است، زیرا «شغل در جوامع انسانی معنایی بسیار فراتر از درآمد دارد. شغل به معنای ارتباط با دیگران، کرامت انسانی، برخورداری از حقوق و امکان مشارکت در جامعه است.»
الجرنون آستین، مدیر بخش عدالت نژادی و اقتصادی در مرکز پژوهشهای اقتصادی و سیاستگذاری، نیز با این دیدگاه موافق است. او میگوید: «تضمین اشتغال بهمراتب بهتر از درآمد پایه همگانی است، زیرا کار فقط به معنای کسب درآمد نیست. وقتی شغلی دارید، تجربه کاری به دست میآورید، مهارت کسب میکنید و شبکهای از ارتباطات حرفهای میسازید.»
محاسبه هزینه اجرای تضمین اشتغال مستلزم بررسی همهجانبه آثار آن است. در ماه ژوئن، طی جلسه استماع سنای آمریکا درباره توان مالی مردم برای تأمین هزینههای زندگی، جان کندی، سناتور جمهوریخواه ایالت لوئیزیانا، ادعا کرد که تضمین اشتغال هزاران میلیارد دلار هزینه خواهد داشت و اجرای آن غیرممکن است. وقتی دکتر جولی مارگتا مورگان، رئیس اندیشکده سیاستگذاری عمومی «بنیاد قرن»، به کندی گفت که از تضمین اشتغال در سطح فدرال حمایت میکند، این سناتور در پاسخ گفت: «شما به خرگوش عید پاک هم اعتقاد دارید؟»
اما اقتصاددانانی که برنامههای تضمین اشتغال را مطالعه میکنند، هزینهها و منافع آن را به شکل متفاوتی محاسبه میکنند. مکس کاسی، استاد اقتصاد دانشگاه آکسفورد که یک طرح آزمایشی اخیر تضمین اشتغال در اتریش را بررسی کرده است، میگوید اگرچه پرداخت دستمزد به شرکتکنندگان هزینه دارد، این برنامهها از چند مسیر مختلف نیز موجب صرفهجویی در منابع مالی میشوند.
او توضیح میدهد: «صرفهجویی از اینجا ناشی میشود که دیگر لازم نیست مزایای بیکاری یا احتمالاً مستمری ازکارافتادگی و بازنشستگی پیش از موعد پرداخت شود. از طرف دیگر، افرادی که مشغول کار میشوند مالیات میپردازند و حق بیمه اجتماعی پرداخت میکنند؛ بنابراین درآمد بیشتری نصیب دولت میشود. افزون بر این، امیدواریم کاری انجام دهند که واقعاً برای جامعه مفید باشد.»
شرکتکنندگان در طرح آزمایشی تضمین اشتغال در اتریش از مزایای اجتماعی و روانی نیز برخوردار شدند. پاولینا چرنهوا، استاد اقتصاد کالج بارد، معتقد است اگرچه تعیین ارزش پولی افزایش رفاه و بهزیستی افراد دشوار است، این منافع غیرمادی اهمیتی اساسی دارند.
او میگوید: «فراهم کردن یک شغل خوب برای یک فرد میتواند زندگی او را بهکلی دگرگون کند.» چرنهوا اضافه میکند که اگر هزینه مشکلات سلامتی ناشی از ناامنی شغلی، بیکاری و بیکاری طولانیمدت نیز در محاسبات لحاظ شود، جذابیت این سیاست بیشتر خواهد شد. به گفته او: «این سیاست نهتنها از نظر مالی قابل اجراست، بلکه نوعی سرمایهگذاری محسوب میشود.»
در ماه سپتامبر، آیانا پرسلی، نماینده دموکرات ایالت ماساچوست در مجلس نمایندگان آمریکا، بار دیگر قطعنامهای را به کنگره ارائه کرد که خواستار ایجاد برنامه تضمین اشتغال فدرال است؛ پیشنهادی که او نخستین بار در سال ۲۰۲۱ مطرح کرده بود. بر اساس طرح او، برنامه تضمین اشتغال از بودجه دولت فدرال تأمین مالی میشود، اما مدیریت اجرایی آن بر عهده نهادهای محلی خواهد بود. دستمزد شرکتکنندگان دستکم ۲۵ دلار در ساعت تعیین میشود و بهطور منظم متناسب با افزایش هزینههای زندگی تعدیل خواهد شد. مشاغل این برنامه حوزههای متنوعی را در بر میگیرد؛ از آمادگی برای شرایط اضطراری و امدادرسانی و بازسازی پس از بلایای طبیعی گرفته تا مراقبت از کودکان و سالمندان و اجرای پروژههای هنری عمومی با الگوبرداری از «پروژه فدرال هنر»، یکی از برنامههای محبوب اداره پیشرفت کارها در دوران روزولت.
پیشنهاد تازه دیگری نیز مطرح شده که بر اساس آن، شرکتهای هوش مصنوعی مستقیماً مالیات میپردازند تا هزینه اجرای برنامه تضمین اشتغال فدرال تأمین شود. این طرح مورد حمایت سه نماینده دموکرات مجلس نمایندگان آمریکاست: گرگ کاسار از تگزاس، والری فوشی از کارولینای شمالی و سارا جیکوبز از کالیفرنیا. طبق این پیشنهاد، مالیات شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی بر مبنای هرکدام از دو معیار که رقم بالاتری داشته باشد محاسبه خواهد شد: ارزش «توکنهای» آنها، یعنی واحدهای داده مورد استفاده در مدلهای هوش مصنوعی، یا درآمد حاصل از محصولات هوش مصنوعی.
در این طرح، اگر نرخ بیکاری افزایش یابد، نرخ مالیات نیز بالاتر خواهد رفت. کاسار در بیانیهای کتبی گفته است: «مدیران عامل شرکتهای هوش مصنوعی آشکارا پیشبینی میکنند که فناوری آنها ممکن است میلیونها آمریکایی را بیکار کند، اما دولت ما هیچ اقدامی برای حفظ مشاغل و حمایت از کارگران انجام نمیدهد.»
در شهر کلیولند ایالت اوهایو، یک سازمان غیرانتفاعی به نام اشتغال پایه همگانی (UBE) در حال راهاندازی یک طرح آزمایشی کوچک با مشارکت پنج راننده ون در یک شرکت حملونقل است. به گفته دوین کاتن، بنیانگذار و مدیرعامل این سازمان، برنامه بهجای ایجاد مشاغل کاملاً جدید، بخشی از دستمزد مشاغل موجود در بخش خصوصی را تأمین میکند؛ بهگونهای که هم کارکنان و هم کارفرمایان از آن سود ببرند.
کاتن و همکارانش میخواستند کارکنان به سطح درآمدی برسند که آن را «دستمزد خوداتکا» مینامند؛ یعنی میزانی از دستمزد که فرد با دریافت آن دیگر واجد شرایط استفاده از بیشتر کمکهای شبکه تأمین اجتماعی نباشد. در کلیولند، این رقم اندکی بیش از ۲۷ دلار در ساعت برآورد شده است. هزینه اجرای طرح آزمایشی یکساله سازمان اشتغال پایه همگانی نزدیک به نیم میلیون دلار خواهد بود و طبق برنامه، این سازمان و کارفرمایان هزینه پرداخت دستمزد ۲۷ دلاری را میان خود تقسیم میکنند. رانندگان در حال حاضر حدود ۱۵ دلار در ساعت دریافت میکنند؛ بنابراین با اجرای طرح، هزینه کارفرما کاهش مییابد و کارکنان نیز افزایش حقوق قابلتوجهی خواهند داشت.
کاتن تأکید میکند که هدف این برنامه جایگزین کردن سایر حمایتهای اجتماعی، مانند کمکهزینه مسکن، نیست. با این حال، دریافت پول بیشتر در قالب دستمزد، بهجای کمکهزینهای جداگانه و محدود به یک حوزه خاص، میتواند به کارکنان کمک کند اعتبار مالی خود را بهبود دهند و شاید واجد شرایط دریافت وام مسکن شوند. همچنین این شیوه باعث میشود پول بیشتری در اقتصاد محلی گردش کند و به احیای محلههای کمدرآمد کمک شود.
چنین الگویی حتی ممکن است حمایت سیاسی گستردهتری نیز جلب کند. کاتن میگوید: «کار کردن ارزشی مشترک میان جریانهای مختلف سیاسی است. به نظرم اگر راهحل خود را بر پایه کار و اشتغال طراحی کنیم، میتوانیم به راهکاری برسیم که هر دو حزب از آن حمایت کنند.»
