وقتی هوش مصنوعی وارد کلاس ترجمه میشود؛ پرسشهای اخلاقی که نمیتوان نادیده گرفت (۱)

نوشته محمود کامل
هوش مصنوعی در حال تغییر آموزش ترجمه است؛ نه فقط به این دلیل که میتواند متنها را ترجمه کند، بلکه از آن رو که شیوه یادگیری دانشجویان، نحوه ارزیابی کار آنها از سوی مدرسان و برداشت دانشگاهها از صداقت علمی را نیز دگرگون میکند. ابزارهایی مانند ChatGPT روزبهروز توانایی بیشتری در تولید ترجمههای روان پیدا میکنند و همین مسئله پرسشی اساسی را پیش میکشد: چگونه میتوان مترجمان آینده را برای استفاده مؤثر از هوش مصنوعی آماده کرد، بیآنکه مهارتها، قدرت قضاوت و احساس مسئولیتی را که از ویژگیهای یک متخصص حرفهای است از دست بدهند؟
فصل دهم کتاب «مطالعات ترجمه در عصر هوش مصنوعی» نوشته بو لی و یوان لیو، این مسئله را از منظر اخلاق بررسی میکند. نویسندگان به هوش مصنوعی صرفاً به چشم ابزاری تازه که دانشجویان باید کار با آن را بیاموزند نگاه نمیکنند، بلکه به مشکلات گستردهتری میپردازند که این فناوری برای آموزش ترجمه ایجاد کرده است. از جمله این مسائل میتوان به صداقت علمی، عدالت در ارزیابی، دسترسی نابرابر به فناوری، شفافیت درباره استفاده از هوش مصنوعی و مسئولیت مترجمان در قبال متنهایی اشاره کرد که تولید میکنند.
این فصل نکته مهمی را مطرح میکند: چالش اصلی فقط این نیست که تصمیم بگیریم آیا دانشجویان اجازه استفاده از هوش مصنوعی را داشته باشند یا نه. مسئله اساسی، تدوین قواعدی روشن است که هم ارزش آموزش را حفظ کند و هم دانشجویان را برای ورود به حرفهای آماده سازد که فناوری هر روز نقش پررنگتری در آن پیدا میکند.
وقتی تکالیف ترجمه دیگر آن چیزی نیستند که به نظر میرسند
مدرسان ترجمه سالهاست که توانایی دانشجویان را با درخواست ترجمه یک متن از زبانی به زبان دیگر ارزیابی میکنند. انتظار میرود ترجمه نهایی نشان دهد که دانشجو متن مبدأ را درک کرده، از توانایی زبانی برخوردار است، میتواند پژوهش کند و برای انتخاب معادلها و راهحلهای مناسب تصمیم بگیرد.
هوش مصنوعی مولد این فرایند را پیچیدهتر کرده است. اکنون دانشجو میتواند ترجمهای روان تحویل دهد که بخشی یا تمام آن را یک سامانه هوش مصنوعی تولید کرده است. در چنین شرایطی، تشخیص اینکه چه میزان از کار حاصل توانایی خود دانشجوست و چه میزان را ماشین انجام داده، ممکن است برای مدرس دشوار باشد.
این وضعیت هم آموزش و هم ارزیابی را با مشکل روبهرو میکند. اگر دانشجو ترجمهای را ارائه دهد که تقریباً بهطور کامل با هوش مصنوعی تولید شده است، متن نهایی لزوماً نشان نمیدهد که او چه چیزهایی آموخته است. بااینحال، درست نیست که هر نوع استفاده از هوش مصنوعی را تقلب بدانیم. مترجمان همواره از فرهنگهای لغت، کتابهای مرجع، پایگاههای داده اصطلاحشناسی و ابزارهای ترجمه به کمک رایانه استفاده کردهاند.
پرسش اصلی این است که مرز میان استفاده از یک ابزار برای کمک به یادگیری و واگذار کردن خودِ فرایند یادگیری به آن کجاست. دانشجویی که از هوش مصنوعی برای مقایسه ترجمههای احتمالی، بررسی یک عبارت دشوار یا شناسایی نقاط ضعف پیشنویس خود استفاده میکند، ممکن است تجربهای ارزشمند به دست آورد. اما دانشجویی که بدون بررسی، صرفاً خروجی ماشین را تحویل میدهد، میتواند تکلیفش را به پایان برساند، بیآنکه مهارتهای موردنیاز را کسب کرده باشد.
به همین دلیل، قواعد کلی مربوط به سرقت علمی ممکن است کافی نباشند. آموزش ترجمه به دستورالعملهای روشنی نیاز دارد که ویژگیهای خاص کار ترجمه و اهداف متفاوت تمرینهای کلاسی، امتحانها و پروژههای پایانی را در نظر بگیرند.
مشکل ممنوعیت ساده هوش مصنوعی
برخی دانشگاهها در واکنش به ظهور هوش مصنوعی مولد، استفاده از آن را در تکالیف دانشجویان محدود کرده یا ممنوع ساختهاند. چنین اقداماتی، بهویژه زمانی که مدرسان نگران تخلفهای علمی هستند، ممکن است راهحلی ساده و سرراست به نظر برسند.
بااینحال، ممنوعیت کامل میتواند مشکلات دیگری ایجاد کند. هوش مصنوعی همین حالا نیز به بخشی از حرفه ترجمه تبدیل میشود و فارغالتحصیلان باید بدانند چگونه با آن کار کنند. اگر دانشجویان در تمام دوران تحصیل از استفاده از این ابزارها منع شوند، ممکن است دانشگاه را بدون دانش و مهارت لازم برای فعالیت مؤثر در حرفهای که پیوسته در حال تغییر است، ترک کنند.
نویسندگان به حرکت تدریجی آموزش عالی به سوی سیاستهایی متعادلتر اشاره میکنند. دانشگاهها بهجای آنکه هر نوع استفاده از هوش مصنوعی را تخلف بدانند، میتوانند شرایطی تعیین کنند که استفاده مسئولانه از آن را امکانپذیر سازد. این شرایط باید مشخص کنند در انجام کدام تکالیف میتوان از هوش مصنوعی کمک گرفت، کدام فعالیتها باید مستقلاً از سوی دانشجو انجام شوند و دانشجویان موظفاند چه اطلاعاتی درباره استفاده از این ابزارها ارائه کنند.
آموزش ترجمه به چنین رویکردی روشن و کاربردی نیاز دارد. دانشجویان باید نهتنها بدانند چه کاری مجاز است، بلکه درک کنند چرا برخی شکلهای استفاده از هوش مصنوعی پذیرفتنیاند، درحالیکه برخی دیگر هدف اصلی تکلیف را از بین میبرند.
هوش مصنوعی نباید به راهی آسان برای فرار از یادگیری تبدیل شود. در عین حال، دانشگاهها نیز نباید فناوریای را نادیده بگیرند که هماکنون بر محیط حرفهایای تأثیر میگذارد که دانشجویان را برای ورود به آن آماده میکنند.
دکتر محمود کامل استاد آکادمی هنر است.
