طنز تلخ اعتراض اوپنایآی به جاسوسی

آمریکاییها میتوانند با خیال راحت نفس بکشند؛ دستکم فعلاً. مأموران وظیفهشناس اداره تحقیقات فدرال آمریکا (افبیآی) موفق شدهاند یک تهدید بزرگ علیه امنیت ملی را خنثی کنند.
روز ۹ اکتبر، افبیآی عبدالرحمن الفوزان، مهندس ۳۵ ساله سعودی را بازداشت کرد. او در شرکت اوپنایآی، مستقر در کالیفرنیا، کار میکرد؛ همان شرکتی که چتبات چتجیپیتی را ساخته و مأموریت خود را تضمین این موضوع میداند که «هوش مصنوعی عمومی به نفع تمام بشریت باشد».
بر اساس بیانیه مطبوعاتی وزارت دادگستری ایالات متحده، الفوزان متهم است که یک «دستگاه ضبط صدای مخفی» را در اتاق کنفرانس مدیران دفتر اوپنایآی در سانفرانسیسکو نصب کرده است.
در این بیانیه، از جی کلیتون، مدیر اطلاعات ملی آمریکا، نقل شده که گفته است: «این وضعیت جدی نشان میدهد که چرا پیروزی در رقابت جهانی برای دستیابی به ابرهوش، یکی از الزامات امنیت ملی است.» (برای کسانی که هنوز در جریان قرار نگرفتهاند، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اخیراً دستور داده است که اصطلاح «هوش مصنوعی» به «ابرهوش» یا «SI» تغییر کند.)
کش پاتل، مدیر افبیآی، نیز با این ارزیابی موافق بود. او تأکید کرد که «حفاظت از نوآوری آمریکا در حوزه ابرهوش برای حفظ قدرت اقتصادی و امنیت ملی کشورمان ضروری است» و به همگان اطمینان داد که افبیآی همچنان وظیفه خود را انجام خواهد داد تا «کشورمان برتری رقابتی خود را حفظ کند».
پس ظاهراً در کشوری که خود را بزرگترین دموکراسی جهان میداند، دیگر خبری از جدایی منافع شرکتها از حکومت نیست.
طبق گزارشها، دستگاه شنود مخفی را در میان دستمال توالت پنهان کرده و به پشت یک نمایشگر تلویزیونی چسبانده بودند. وبسایت گیزمودو با لحنی طنزآمیز یادآور شده است که برخلاف توصیف این وسیله بهعنوان یک ابزار جاسوسی «پیشرفته»، در واقع میتوان آن را بهسادگی از اینترنت و با قیمت ناچیز ۱۳ دلار و ۹۹ سنت سفارش داد.
در صورت اثبات جرم، الفوزان ممکن است به حداکثر پنج سال زندان و پرداخت ۲۵۰ هزار دلار جریمه محکوم شود.
بااینحال، شاید هنوز بعضی از شما بپرسید که این ماجرا اصلاً چه اهمیتی دارد و چرا دولت آمریکا چنان رفتار میکند که گویی دوباره به سال ۱۹۵۰ بازگشتهایم و شوروی در حال سرقت اسرار هستهای آمریکاست.
ماجرا زمانی عجیبتر میشود که به یاد بیاوریم شرکتی که اکنون از تلاش ادعایی برای سرقت فناوری خود چنین برآشفته است، بخش بزرگی از موجودیت و ارزشگذاری سرسامآورش را مدیون برداشتن آثار دیگران بدون اجازه آنهاست.
یک روز پیش از بازداشت الفوزان، روزنامه یواسای تودی و چند روزنامه دیگر در دادگاه فدرال منهتن علیه اوپنایآی شکایت کردند. آنها این شرکت را به نقض حق نشر و استفاده بدون مجوز از صدها هزار مقاله خبری و محتوای دیگر برای توسعه چتجیپیتی متهم کردند.
پیشتر نیز در ماه ژوئیه، چند رسانه آمریکایی از جمله نیویورک تایمز و نیویورک دیلی نیوز از یک قاضی فدرال خواسته بودند که اوپنایآی را مجازات کند. به گفته استیون لیبرمن، وکیل این رسانهها، دلیل این درخواست «پنهان کردن و از بین بردن شواهدی بود که نشان میداد چتجیپیتی چگونه با استفاده از آثار روزنامهنگاری سرقتشده آموزش دیده است».
شاید بتوان نتیجه اخلاقی این داستان را چنین خلاصه کرد: وقتی اوپنایآی چیزی را برمیدارد، هدفش «منفعت تمام بشریت» است؛ اما وقتی یک مهندس ۳۵ ساله سعودی چنین کاری میکند، ناگهان با بحرانی در حوزه امنیت ملی روبهرو میشویم.
اگر هنوز از شنیدن مداوم عبارت «امنیت ملی» به ستوه نیامدهاید، بد نیست بدانید که تاد بلانش، دادستان کل آمریکا، روز سهشنبه در شبکه اجتماعی ایکس بار دیگر در اینباره سخنرانی کرد. او هشدار داد که «سرقت مالکیت فکری مرتبط با فناوری پیشرفته ابرهوش، تهدیدی جدی علیه امنیت ملی ماست» و به همین دلیل باید همچنان «اقداماتی سریع برای حفاظت از نوآوری آمریکایی و پاسداری از کشورمان» انجام شود.
البته بسیاری از آمریکاییها ممکن است از خود بپرسند چرا «نوآوری» تا این اندازه مورد حمایت ویژه قرار میگیرد، درحالیکه خودشان بارها قربانی سوءاستفادههای حکومت میشوند. برای نمونه، تکرار موارد کشته شدن سیاهپوستان غیرمسلح به دست مأموران پلیس آمریکا ظاهراً نشان میدهد که تهدیدهایی بسیار واقعیتر و مستقیمتر از یک دستگاه ۱۴ دلاری پنهانشده در دستمال توالت، امنیت مردم این کشور را به خطر میاندازند.
اما امنیت انسانها برای نظامی که قدرت در آن هر روز بیشتر در دست شرکتهای بزرگ، بهویژه شرکتهای هوش مصنوعی، متمرکز میشود، اهمیتی ندارد. صنعتی که با از میان بردن فرصتهای شغلی مردم رونق میگیرد و در مجموعهای از تحولات ناخوشایند در داخل و خارج آمریکا عمیقاً دخیل است. یکی از این تحولات، نظارت گسترده بر شهروندان است؛ جایی که نقض آزادیهای مدنی و حقوق تضمینشده در قانون اساسی با کمک هوش مصنوعی، با همان «نوآوری» قدیمی حکومتهای پلیسی درهم میآمیزد.
در همین چارچوب، شماری از مأموران پلیس آمریکا از فناوریهای جدید مبتنی بر هوش مصنوعی، مانند سامانههای خودکار پلاکخوان، برای تعقیب و زیر نظر گرفتن شریکهای عاطفی سابق خود سوءاستفاده کردهاند. از سوی دیگر، افبیآی و سایر نهادهای دولتی نیز برای آنکه بتوانند به شیوه «برادر بزرگ» دائماً اطلاعات شخصی همه را زیر نظر داشته باشند، به خرید انبوه دادهها از شرکتهای فناوری روی آوردهاند.
با در نظر گرفتن این واقعیتها، نگرانی ناگهانی درباره «جاسوسی» در پرونده الفوزان معنای دیگری پیدا میکند.
اما وقتی پای تهدید امنیت ملی دیگر کشورها به میان میآید، اوپنایآی و شرکتهای فناوری مشابهی که با پنتاگون همکاری تجاری دارند، در تجاوزگریهای اخیر آمریکا، از ونزوئلا گرفته تا ایران، نقش داشتهاند. این اقدامات در حالی انجام میشود که آمریکا راهبرد خود برای «شتاب بخشیدن به سلطه نظامی آمریکا در حوزه هوش مصنوعی» را دنبال میکند؛ راهبردی که البته پیش از دستور ترامپ برای تغییر نام هوش مصنوعی به ابرهوش تدوین شده بود.
اسرائیل نیز در کنار دیگر فناوریهای ساخت آمریکا، از فناوری اوپنایآی برای پیشبرد اقدامات ویرانگر و آخرالزمانی خود در خاورمیانه بهره گرفته است. سال گذشته، خبرگزاری آسوشیتدپرس (AP) فاش کرد که غولهای فناوری آمریکایی با افزایش چشمگیر خدمات هوش مصنوعی و توان پردازشی خود، «بیسروصدا به اسرائیل امکان دادهاند شمار بسیار بیشتری از افراد مظنون به فعالیت شبهنظامی را در غزه و لبنان با سرعت بیشتری شناسایی، ردیابی و به قتل برساند».
گزارش آسوشیتدپرس در ادامه خاطرنشان کرد که «شمار غیرنظامیان کشتهشده نیز بهشدت افزایش یافته و این نگرانی را برانگیخته است که ابزارهای مذکور در مرگ افراد بیگناه نقش داشته باشند».
اما اگر این موضوع برای آسوشیتدپرس تازگی دارد، واقعیت تلخ این است که نسلکشی متأسفانه دقیقاً به همین شکل اتفاق میافتد.
حالا که آمریکا برای تسلط بر هوش مصنوعی به جنگ روی آورده و غولهای فناوری نیز روی آیندهای پسابشری سرمایهگذاری کردهاند، نمیتوان از این فکر صرفنظر کرد که حضور دستمال توالت در ماجرای جاسوسی، واقعاً چه چاشنی طنز بامعنایی به این داستان بخشیده است.
دیدگاههای مطرحشده در این مقاله متعلق به نویسنده است و لزوماً بازتابدهنده موضع تحریریه الجزیره نیست.
