آیا اقتصاد آمریکا تا سال ۲۰۳۰ به ۴۴ تریلیون دلار میرسد؟ سناریوی افراطی هوش مصنوعی از نگاه آنتروپیک
جک کلارک، همبنیانگذار شرکت آنتروپیک، روز شنبه گفت اگر تواناییهای هوش مصنوعی با سرعت زیادی پیشرفت کند و شرکتها آن را در مقیاسی بیسابقه به کار بگیرند، اقتصاد آمریکا میتواند تا سال ۲۰۳۰ به ۴۴.۴ تریلیون دلار برسد.
او توضیح داد که در یکی از سناریوهای افراطی تدوینشده در این شرکت، هوش مصنوعی تقریباً تمام وظایف مبتنی بر دانش را انجام میدهد و در نتیجه، رشد سالانه اقتصاد به ۱۵ درصد میرسد.
کلارک در نشستهای سالانه صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی در بانکوک گفت: «یکی از مدلهای اقتصادی داخلی ما نشان میدهد که اگر مدلهای هوش مصنوعی طی سال آینده در اقتصاد گسترش پیدا کنند، تولید ناخالص داخلی آمریکا میتواند تا سال ۲۰۳۰ به ۴۴ تریلیون دلار برسد.»
این رقم حاصل کار تیم اقتصادی آنتروپیک است که مدلی برای بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر تولید اقتصادی، اشتغال، دستمزدها و توزیع درآمد طراحی کرده است. این شرکت مدل خود را با عنوان «سناریوهایی برای آینده اقتصادی ما» در قالب یک ابزار آنلاین منتشر کرده است. این ابزار بر گزارش فنی آنتروپیک با عنوان «سناریوهای اقتصادی برای هوش مصنوعی تحولآفرین» تکیه دارد.
رقم ۴۴.۴ تریلیون دلار پیشبینی قطعی نیست. مدل آنتروپیک سه نتیجه اقتصادی احتمالی را بر اساس فرضهایی درباره تواناییهای هوش مصنوعی، میزان پذیرش آن از سوی کسبوکارها و نیروی کار، گستره انجام مستقل وظایف و افزایش بهرهوری بررسی میکند.
بر اساس این مدل، تولید ناخالص داخلی آمریکا در سال ۲۰۳۰ در سناریوی محدود به ۳۴.۱ تریلیون دلار، در سناریوی قابلتوجه به ۳۶.۳ تریلیون دلار و در سناریوی افراطی به ۴۴.۴ تریلیون دلار میرسد. تمام این ارقام بر مبنای سطح قیمتهای سال ۲۰۲۵ محاسبه شدهاند.
به گزارش رویترز، کلارک گفت تواناییهای هوش مصنوعی بهسرعت در حال پیشرفت است و برای تدوین قواعد مربوط به این فناوری، همکاری بینالمللی ضرورت دارد.
او اذعان کرد که رقم ۴۴ تریلیون دلار در نگاه نخست دور از ذهن به نظر میرسد. کلارک، بنا بر گزارش رویترز، گفت: «میدانم، اما اگر این فناوری همچنان پیشرفت کند، چنین نتیجهای از دل آن بیرون میآید.» او افزود که تحقق چنین رشدی در اقتصاد مستلزم شکلگیری صنایع جدید و ظهور اختراعات تازه خواهد بود.
منظور آنتروپیک از اقتصاد ۴۴ تریلیون دلاری آمریکا چیست؟
مدل آنتروپیک هر شغل را مجموعهای از وظایف در نظر میگیرد. هوش مصنوعی ممکن است به افراد کمک کند بعضی کارها را سریعتر انجام دهند، برخی وظایف را بهطور کامل خودکار کند، در بعضی کارها تغییری ایجاد نکند یا حتی وظایف تازهای به وجود بیاورد. برآیند این تغییرات تعیین میکند که این فناوری چه اثری بر بهرهوری و اشتغال خواهد داشت.

این شرکت برای توضیح رویکرد خود، حرفه پرستاری را مثال میزند. هوش مصنوعی میتواند به پرستاران در تهیه دستورالعملهای ترخیص بیماران، پایش از راه دور وضعیت آنها یا انجام امور اداری کمک کند؛ بااینحال، مراقبتهای فیزیکی همچنان به حضور انسان نیاز خواهد داشت.
آنتروپیک این رویکرد مبتنی بر وظایف را در مشاغل مختلف به کار میگیرد و از اطلاعات پایگاه داده مشاغل O*NET وزارت کار آمریکا استفاده میکند. نتایج مدل به فرضهایی بستگی دارد که درباره تواناییهای هوش مصنوعی، میزان کاری که این فناوری انجام میدهد و سرعت پذیرش آن از سوی کسبوکارها در نظر گرفته شدهاند.
این مدل سه سناریو را ترسیم میکند:
- سناریوی محدود: تأثیر اقتصادی هوش مصنوعی در حد تأثیر اینترنت خواهد بود؛ یعنی دستاوردها بهتدریج و در محدوده تجربه تاریخی حاصل از فناوریهای جدید شکل میگیرند. در این حالت، تولید ناخالص داخلی آمریکا در سال ۲۰۳۰ به ۳۴.۱ تریلیون دلار میرسد که ۱.۶ درصد بیشتر از سطح آن در سناریوی بدون هوش مصنوعی است.
- سناریوی قابلتوجه: هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۰ قادر خواهد بود نیمی از تمام کارهای دانشمحور را انجام دهد و در صورت استفاده شرکتها از آن، بخش عمده این کارها را بهطور مستقل پیش ببرد. بااینحال، شرکتها از هوش مصنوعی برای همه وظایفی که این فناوری توانایی انجامشان را دارد استفاده نخواهند کرد. در این سناریو، تولید ناخالص داخلی به ۳۶.۳ تریلیون دلار میرسد؛ یعنی ۸.۳ درصد بیشتر از سناریوی بدون هوش مصنوعی.
- سناریوی افراطی: هوش مصنوعی در انجام بیشتر وظایف دانشمحور از انسان بهرهورتر میشود، تقریباً تمام این وظایف را بهطور مستقل انجام میدهد و تقریباً هیچ وظیفه دانشمحور جدیدی برای انسان ایجاد نمیکند. در این حالت، تولید ناخالص داخلی به ۴۴.۴ تریلیون دلار میرسد که ۳۲.۴ درصد بیشتر از سناریوی بدون هوش مصنوعی است.
سناریوی افراطی بر این فرض استوار است که سامانههای هوش مصنوعی میتوانند بارها تواناییهای خود را بهبود دهند و کسبوکارها نیز این فناوری را بهسرعت در مشاغل دانشمحور به کار بگیرند. در چنین شرایطی، رشد سالانه تولید ناخالص داخلی آمریکا به ۱۵ درصد میرسد و اندازه اقتصاد تقریباً هر چهار سال و نیم دو برابر میشود.
این وضعیت بسیار فراتر از استفاده از چتباتها برای نوشتن ایمیل یا بهکارگیری نرمافزارها برای خودکارسازی امور اداری تکراری است. در این سناریو فرض میشود که هوش مصنوعی بیشتر وظایف مبتنی بر دانش را بر عهده میگیرد، بهرهوری را بهشدت افزایش میدهد و با سرعت زیادی در سراسر اقتصاد گسترش پیدا میکند.
اظهارات کلارک، به گزارش رویترز، همچنین به امکان سرعت گرفتن اکتشافات علمی و شکلگیری صنایع و اختراعات جدید اشاره داشت.
بااینحال، مدل آنتروپیک ادعا نمیکند که اقتصاد آمریکا قطعاً در سال ۲۰۳۰ به ۴۴.۴ تریلیون دلار خواهد رسید. سناریوهای این مدل بررسی میکنند که اگر فرضهای مشخصی درباره تواناییهای هوش مصنوعی و سرعت پذیرش آن درست از آب درآیند، چه اتفاقی ممکن است رخ دهد. با تغییر این فرضها، نتایج نیز تغییر میکنند.
سناریوی افراطی هوش مصنوعی چه معنایی برای مشاغل و دستمزدها دارد؟
مهمترین نکته در نتایج مدل این است که بزرگتر شدن اقتصاد لزوماً به معنای بهتر شدن وضعیت همه کارکنان نیست.
آنتروپیک در هر سه سناریو تغییرات شغلی را پیشبینی میکند، اما شدت این تغییرات متفاوت است. در سناریوی محدود، تغییرات بازار کار به تحولات ناشی از پیشرفتهای فناوری در گذشته نزدیکتر خواهد بود. در سناریوی قابلتوجه، شمار بیشتری از کارکنان مشاغل دانشمحور ناچار میشوند شغل خود را تغییر دهند. در سناریوی افراطی، خودکارسازی سریع میتواند نرخ بیکاری را بسیار فراتر از سطوحی ببرد که معمولاً در دوران رکود اقتصادی مشاهده میشود.
این شرکت برنامهنویسان و کارکنان مراکز تماس را نمونههایی از افرادی میداند که ممکن است مجبور شوند به مشاغلی با آسیبپذیری کمتر در برابر هوش مصنوعی، مانند برقکاری یا پرستاری، روی بیاورند. چنین جابهجاییهایی زمانبر است و ممکن است به آموزش مجدد نیاز داشته باشد. همچنین، کارکنان ممکن است در یافتن شغل مناسب در حوزههای جدید با مشکل روبهرو شوند.
مدل هشدار میدهد که اگر هوش مصنوعی سریعتر از توانایی افراد برای ورود به مشاغل دیگر، کارهای دانشمحور را خودکار کند، نرخ بیکاری ممکن است برای مدتی طولانی بالا بماند. خطر اصلی آن است که بهرهوری سریعتر از توانایی بازار کار برای سازگار شدن با شرایط جدید افزایش یابد.
دستمزدها نیز ممکن است در مشاغل مختلف از یکدیگر فاصله بگیرند. برآورد آنتروپیک نشان میدهد که میانگین دستمزدها در هر سه سناریو افزایش مییابد، اما بخش عمده این افزایش نصیب افرادی میشود که در مشاغل غیر دانشمحور فعالیت میکنند. در سناریوی قابلتوجه، دستمزد کارکنان مشاغل دانشمحور تقریباً ثابت میماند. در سناریوی افراطی، دستمزد این گروه تا سال ۲۰۳۰ در مقایسه با اقتصادی که در آن از هوش مصنوعی استفاده نمیشود، بیش از ۱۰ درصد کاهش مییابد.
در مقابل، افزایش تقاضا برای برخی مشاغل دیگر میتواند به سود کارکنان این حوزهها تمام شود؛ زیرا هوش مصنوعی انجام بعضی فعالیتهای دانشمحور را سریعتر و ارزانتر میکند. برای مثال، اگر این فناوری طراحی زیرساختها و فرایند صدور مجوز پروژهها را سرعت ببخشد، ممکن است پروژههای بیشتری ساخته شوند. در نتیجه، تقاضا برای نیروی کار ساختمانی افزایش مییابد و دستمزدهای این گروه تحت فشار صعودی قرار میگیرد.
بااینحال، دستاوردهای اقتصادی لزوماً بهطور برابر میان افراد تقسیم نمیشوند. کارفرمایان ممکن است برای انجام وظایفی که هوش مصنوعی قادر به انجام آنهاست، به استخدام نیروی انسانی کمتری نیاز داشته باشند. از سوی دیگر، کارکنانی که میکوشند وارد مشاغل دیگر شوند، ممکن است در سازگار شدن با تغییرات تقاضا با دشواری روبهرو شوند.
چه کسانی از رشد اقتصادی ناشی از هوش مصنوعی سود میبرند؟
مدل آنتروپیک همچنین بررسی میکند که چه سهمی از تولید اقتصادی به شکل دستمزد به نیروی کار میرسد و چه سهمی نصیب سرمایه میشود؛ سرمایه در اینجا شامل فناوری و دیگر داراییهای مولدی است که برای تولید کالاها و خدمات به کار میروند.
برآورد این شرکت نشان میدهد که در حال حاضر، از هر یک دلار ارزش تولیدشده در اقتصاد، حدود ۶۰ سنت به نیروی کار و ۴۰ سنت به سرمایه میرسد. در سناریوی محدود، سهم نیروی کار از تولید اقتصادی ۵۹.۴ درصد و سهم سرمایه ۴۰.۶ درصد خواهد بود.
در سناریوی قابلتوجه، سهم نیروی کار به ۵۶.۱ درصد کاهش مییابد و سهم سرمایه به ۴۳.۹ درصد میرسد. در سناریوی افراطی، این فاصله بیشتر میشود: سهم کارکنان از تولید اقتصادی به ۴۵.۲ درصد کاهش پیدا میکند، درحالیکه سهم سرمایه به ۵۴.۸ درصد افزایش مییابد.
این وضعیت به آن معناست که بخش بزرگتری از ثروت تولیدشده در اقتصاد به صاحبان فناوری و دیگر داراییهای مولد میرسد، نه اینکه از طریق دستمزد میان کارکنان توزیع شود.
بر اساس برآورد مدل آنتروپیک، در سناریوی افراطی، مجموع درآمد نیروی کار تا سال ۲۰۳۰ تقریباً تغییری نمیکند؛ این در حالی است که اندازه اقتصاد بهشدت افزایش مییابد. برخی کارکنان مشاغل دانشمحور با کاهش دستمزد یا بیکاری روبهرو میشوند، درحالیکه درآمد کارکنان برخی مشاغل دیگر ممکن است افزایش یابد.
بااینحال، افزایش تولید ناخالص داخلی بهخودیخود به معنای بهتر شدن وضعیت اقتصادی بیشتر خانوارها نیست. نتیجه نهایی به این عوامل نیز بستگی دارد که مالک فناوری چه کسانی باشند، تقاضا برای کدام مشاغل باقی بماند و کارکنان تا چه اندازه بتوانند خود را با شرایط جدید سازگار کنند.
آنتروپیک توزیع دستاوردهای اقتصادی و نابرابری در هزینههای ناشی از تغییرات بازار کار را از مهمترین چالشهای سناریوی افراطی خود میداند.
