اوپنایآی برای استخدام مهندسان رباتیک تا ۳۲۵ هزار دلار حقوق میپردازد

اوپنایآی در شرایطی که برای بقا در فضای رقابتی هوش مصنوعی تلاش میکند و زیانهای مالیاش رو به افزایش است، بهدنبال استخدام مهندسان رباتیک با حقوقهای چشمگیر تا سقف ۳۲۵ هزار دلار است. این شرکت دقیقاً چه برنامهای دارد و چرا تا این اندازه بر حوزه رباتیک تمرکز کرده است؟
حقوق تا سقف ۳۲۵ هزار دلار برای مهندسان رباتیک در اوپنایآی
اوپنایآی اخیراً آگهیهای استخدام مهندسان نرمافزار رباتیک در سانفرانسیسکو را منتشر کرده است که در آنها حقوق سالانه بین ۲۵۵ هزار تا ۳۲۵ هزار دلار در نظر گرفته شده است.
این استخدامها همزمان با گسترش دوباره بخش رباتیک اوپنایآی انجام میشود. این شرکت بهدنبال متخصصانی در حوزههای سختافزار، عملیات، سامانهها، نرمافزار و یادگیری ماشین است. هدف آن، فراتر بردن هوش مصنوعی از دنیای متن و تصویر و بهکارگیری آن در ماشینهایی است که بتوانند محیط فیزیکی را درک کنند و در آن دست به عمل بزنند. بااینحال، دستیابی به چنین قابلیتی کار سادهای نیست.
یک ربات کاربردی باید بتواند دوربینها، حسگرهای نیرو و لامسه، حسگرهای موقعیت، عملگرها، شبکههای ارتباطی و سامانههای کنترلی را در قالب یک پلتفرم یکپارچه به کار بگیرد. سپس مهندسان باید اطمینان حاصل کنند که همه این اجزا بهشکلی قابلاعتماد با یکدیگر کار میکنند و هوش مصنوعی نیز میتواند اطلاعات دریافتی از حسگرها را بفهمد و تصمیمهای خود را به حرکتهای فیزیکی تبدیل کند.
به همین دلیل، اوپنایآی بهدنبال مهندسانی است که توانایی کار با انواع پلتفرمهای رباتیک، یکپارچهسازی سختافزارهای جدید، توسعه رابطهای کنترلی و همکاری با گروههای مهندسی مکانیک، برق، پژوهش و تولید را داشته باشند.
این نخستین باری نیست که اوپنایآی وارد حوزه رباتیک میشود. این شرکت در سال ۲۰۲۰، پس از چند سال فعالیت و اجرای پروژههایی از جمله «دکتیل» (Dactyl)، عملاً برنامه رباتیک قبلی خود را متوقف کرد. دکتیل یک دست رباتیک بود که توانایی انجام حرکات پیچیده برای دستکاری اشیا را به نمایش گذاشته بود.
بااینحال، گزارشها حاکی از آن است که اوپنایآی اکنون آزمایشگاه جدیدی برای رباتیک در سانفرانسیسکو راهاندازی کرده است. در این آزمایشگاه، بازوهای رباتیک برای انجام کارهای فیزیکی، از جمله تا کردن لباسها و گذاشتن نان در توستر، آموزش میبینند.
اوپنایآی اعلام کرده است که میخواهد رباتهایی کاربردی و همهمنظوره توسعه دهد که بتوانند در محیطهای واقعی و متغیر فعالیت کنند. هدف، ساخت رباتهایی نیست که صرفاً برای انجام یک کار مشخص برنامهریزی شده باشند؛ بلکه این شرکت میخواهد سامانههایی بسازد که محیط اطراف خود را درک کنند و بتوانند به طیف گستردهای از دستورها پاسخ دهند.
این هدف با تلاش گستردهتر اوپنایآی برای توسعه سامانههای هوش مصنوعی عمومیتر نیز ارتباط دارد. نکته جالب این است که رباتها میتوانند مزیت مهم دیگری هم داشته باشند: تولید داده.
بخش بزرگی از سامانههای هوش مصنوعی امروزی با استفاده از حجم عظیمی از اطلاعات حاصل از متن، تصاویر، ویدئوها و دیگر منابع دیجیتال آموزش دیدهاند. اما اگر قرار باشد هوش مصنوعی در دنیای واقعی فعالیت کند، به دادههایی نیز نیاز دارد که چگونگی رفتار محیطهای فیزیکی را توصیف کنند.
بنابراین، بازوهای رباتیک، رباتهای انساننما، خودروهای خودران و ماشینآلات صنعتی میتوانند به منابع عظیمی برای تولید دادههای آموزشی تبدیل شوند. این سامانهها قادرند اطلاعاتی درباره نحوه حرکت اشیا، برهمکنش نیروها و پیامدهای انجام اقدامات فیزیکی توسط هوش مصنوعی ثبت کنند.
اوپنایآی تنها شرکتی نیست که این فرصت را تشخیص داده است. شرکتهایی از جمله انویدیا، فیگِر، اسکیلد ایآی و اندوریل سرمایهگذاری گستردهای در حوزه هوش مصنوعی فیزیکی یا تجسمیافته انجام میدهند. این رقابت، تقاضا برای مهندسانی را که با مدلهای هوش مصنوعی، ادراک، ادغام دادههای حسگرها و کنترل رباتیک آشنا هستند، بهشدت افزایش داده است.
چرا اوپنایآی بر رباتیک تمرکز کرده است؟
تردیدی نیست که ظهور مدلهای زبانی بزرگ مدرن، صنعت هوش مصنوعی را برای همیشه تغییر داد و چتجیپیتی نشان داد که این مدلها کاربردهای عملی واقعی دارند. بااینحال، موفقیت و ظرفیت بالای مدلهای زبانی بزرگ به این معنا نیست که آنها شکل نهایی هوش مصنوعی هستند.
در واقع، کسب سود صرفاً از طریق مدلهای زبانی بزرگ میتواند بسیار دشوار باشد. آموزش و اجرای این مدلها هزینه زیادی دارد، رقبا میتوانند قابلیتهایی هرچه مشابهتر را با قیمت پایینتر عرضه کنند و مدلهای کوچکتری که از طریق تقطیر دانش توسعه یافتهاند، بهتدریج از برتری سامانههای بزرگ میکاهند.
از این منظر، مدلهای زبانی بزرگ ممکن است نه محصول نهایی، بلکه مرحلهای میانی در مسیر دستیابی به سامانههایی بسیار توانمندتر باشند.
گام بعدی این مسیر احتمالاً به عاملهای هوش مصنوعی و رباتیک مربوط میشود.
یک مدل زبانی بزرگ در درک دستورها، پردازش زبان و تقسیم مسائل پیچیده به مراحل کوچکتر بسیار توانمند است. اما وقتی چنین مدلی صرفاً در محیط یک رایانه فعالیت میکند، توانایی آن برای اقدام عملی به ابزارهای نرمافزاریای محدود میشود که در اختیارش قرار گرفتهاند.
اگر همین هوش را به دوربینها، حسگرها و عملگرهای رباتیک متصل کنیم، امکانات بسیار گستردهتری پدیدار میشود.
برای مثال، میتوان از یک ربات مجهز به هوش مصنوعی خواست لباسها را تا کند، اشیا را جابهجا کند، نان را در توستر بگذارد، انبار را مرتب کند یا کارهای ساده خانه را انجام دهد. در چنین شرایطی، بهجای آنکه تکتک حرکتهای ربات از پیش بهصورت دستی برنامهریزی شوند، هوش مصنوعی میتواند هدف را تفسیر کند و اقدامات لازم برای رسیدن به آن را تشخیص دهد.
در چنین کاربردهایی است که مدلهای زبانی بزرگ و دیگر مدلهای مرتبط با هوش مصنوعی ارزش بسیار بیشتری پیدا میکنند.
علاوه بر این، پس از آنکه یک مدل هوش مصنوعی توانایی مفیدی را یاد گرفت، میتوان وزنهای شبکه عصبی آن را مستقیماً به ماشینهای دیگر منتقل کرد. برخلاف آموزش جداگانه هر نیروی انسانی، مدل آموزشدیده را میتوان بالقوه در هزاران یا حتی میلیونها سامانه رباتیک به کار گرفت.
البته خود رباتهای فیزیکی همچنان به تعمیر و نگهداری و کالیبراسیون نیاز دارند و ممکن است با تغییر محیطها و وظایف، آموزش بیشتری نیز لازم باشد. بااینحال، امکان تکثیر و بهکارگیری سریع هوش آموختهشده یکی از بزرگترین مزیتهایی است که رباتیک مبتنی بر هوش مصنوعی میتواند فراهم کند.
احتمالاً به همین دلیل است که رباتیک برای اوپنایآی اهمیت فزایندهای پیدا کرده است. تولید متن کاربردی است، اما توانایی درک یک درخواست، استدلال درباره مسئله و سپس انجام اقدام فیزیکی، بازاری کاملاً متفاوت را پیش روی این شرکت قرار میدهد.
بنابراین، هرچند اوپنایآی برخی از توانمندترین مدلهای زبانی جهان را توسعه داده است، در نهایت ممکن است ترکیب این مدلها با حسگرها، عملگرها و سامانههای رباتیک باشد که این فناوری را به ابزاری واقعاً تحولآفرین تبدیل میکند.
