شرکتهای فناوری برای اخلاقیتر کردن هوش مصنوعی به دین روی آوردهاند؛ اما ماجرا به این سادگی نیست

نویسنده: آسوشیتدپرس |
لسآنجلس — همزمان با رقابت شرکتهای فناوری برای ساخت قدرتمندترین سامانههای هوش مصنوعی، برخی از آنها در پی یافتن راهی برای آموزش درست و نادرست به چتباتها هستند. پاسخ آنها چیست؟ دین.
کریستوفر اولا، از بنیانگذاران شرکت آنتروپیک، اوایل سال جاری میلادی در مراسم معرفی بخشنامه پاپ لئو چهاردهم درباره هوش مصنوعی در واتیکان گفت: «اینها پرسشهایی نیستند که یک آزمایشگاه بتواند به آنها پاسخ دهد. سنتهایی مانند سنت شما هزاران سال است که با این پرسشها سروکار داشتهاند.»
با وجود توجه گسترده به این گرایش به سوی دین، هنوز بررسی عمومی چندانی درباره این موضوع صورت نگرفته است که شرکتهای فناوری دقیقاً چه برداشتی از دین دارند و شاید مهمتر از آن، امیدوارند از آن چه چیزی به دست آورند.
در شرایطی که مدیران شرکتها درباره ظرفیت مخرب هوش مصنوعی هشدار میدهند و بر سر ضرورت ساخت مدلهایی با رفتار اخلاقی بحث میکنند، بیش از گذشته از فیلسوفان و رهبران دینی نظر میخواهند. منطق آنها تقریباً چنین است: دین میتواند به شکلگیری هوش مصنوعی اخلاقمدار کمک کند؛ آن هم در فضایی که نگرانیهای موجه و ناموجه درباره این فناوری در بخشهای مختلف جامعه گسترش یافته است.
از آنجا که این شرکتها به دین خاصی پایبند نیستند، هدف آنها اغلب گستردهتر است: گردآوری مجموعهای از ایدههای اخلاقی که بتوان از آنها در طراحی مدلهای هوش مصنوعی بهره گرفت. سم آلتمن، مدیرعامل اوپنایآی، سال گذشته گفت: «به نظرم کاری که چتجیپیتی باید انجام دهد این است که میانگین وزنی، یا چیزی شبیه آن، از دیدگاه اخلاقی بشریت را بازتاب دهد.»
با این حال، کارشناسان و پیروان ادیان هشدار میدهند که چنین رویکردی به تفاوتها و تناقضهای گاه بنیادین میان سنتها و جهانبینیهای مختلف توجه کافی ندارد. به گفته آنها، دین به این سادگی عمل نمیکند.
دین چیزی فراتر از مجموعهای از قواعد است
پژوهشگران دهههاست با این برداشت رایج مخالفت میکنند که دین صرفاً مجموعهای از قواعد یا اصول است که میتوان آنها را از شیوههای واقعی، پیچیده، عملی و گاه بداهه زندگی پیروانش جدا کرد. وب کین، انسانشناس دانشگاه میشیگان، از جمله پژوهشگرانی است که بر این نکته تأکید دارد.

این تصور که میتوان دین را از پدیدههایی مانند فرهنگ و سیاست جدا کرد، همچنان رواج دارد؛ با آنکه دین از راههای گوناگون در هر دو حوزه حضور دارد و بر آنها اثر میگذارد. برخی نگراناند که شرکتهای هوش مصنوعی با مراجعه به رهبران ادیان برای دریافت پاسخ پرسشهای اخلاقی، این برداشت را تقویت کنند؛ برداشتی که نقش آموزهها، مناسک و روابط انسانی را نادیده میگیرد.
کین میگوید مسئله اینجاست که اگر فرض کنیم دین در کلیت خود مجموعهای متمایز از اصول اخلاقی قابل استخراج در اختیار ما میگذارد، استفاده از آن برای آموزش هوش مصنوعی ممکن است به برخی سنتها اولویت بدهد و تصویری تحریفشده از سنتهای دیگر ارائه کند؛ بهویژه سنتهایی که خود را در درجه نخست نظامی اخلاقی نمیدانند.
او میگوید: «نگاه بسیار متعارفی وجود دارد که دین را نوعی کتاب قواعد میبیند. این برداشت قطعاً با ادیان مبتنی بر متون مقدس پیوند نزدیکی دارد و در نهایت، ادیان متنی عمدتاً همان ادیان ابراهیمی از آب درمیآیند.»
پیروان ادیان میگویند شرکتهای فناوری در حال تلاشاند
البته این انتقاد به آن معنا نیست که در نشستهای شرکتهای فناوری نمایندگان متنوعی حضور نداشتهاند یا تعامل آنها با دین از دیدگاه شرکتکنندگان، فاقد دقت و توجه بوده است. مگان سالیوان، فیلسوف دین و مسئول طرحی درباره اخلاق و هوش مصنوعی در دانشگاه نوتردام، از جمله کسانی است که در این نشستها شرکت کردهاند.

شرکت آنتروپیک در نوشتهای در وبلاگ خود در ماه مه اعلام کرد که با «پژوهشگران، روحانیون، فیلسوفان و متخصصان اخلاق از بیش از ۱۵ گروه دینی و میانفرهنگی» دیدار کرده است؛ هرچند نام سنتهای مورد مشورت را مشخص نکرد. این شرکت میگوید امیدوار است در آینده دامنه این گروه را گسترش دهد.
سالیوان اوایل سال جاری در یکی از نشستهای آنتروپیک شرکت کرد که مسیحیانی از شاخههای مختلف این دین نیز در آن حضور داشتند. او در مقایسه با گفتوگوهای خود با شرکتهای فناوری دیگر، از میزان جدیت و دقت آنتروپیک در پرداختن به دین تحت تأثیر قرار گرفت. آنتروپیک عموماً شرکتی شناخته میشود که در میان شرکتهای هوش مصنوعی توجه ویژهای به اخلاق و ایمنی دارد.
سالیوان میگوید: «فضای درون شرکت شبیه فضای یک دانشگاه خوب است؛ از این نظر که مجموعهای از افراد بسیار کنجکاو و علاقهمند به مسائل فکری در آن حضور دارند. این نشستها بهشدت تخصصی و فکریاند؛ نمیدانم بهترین تعبیر همین است یا نه، اما منظورم از این ویژگی، معنای مثبت آن است.»
به گفته سالیوان، نشست آنها دو بخش داشت. ابتدا شرکت مدلهای خود را با زبانی ساده برای حاضران توضیح داد. سپس رهبران دینی دیدگاهها و پیشنهادهایشان را مطرح کردند و به بحث پرداختند. او میگوید: «همه نوع پرسش اخلاقی که این فناوری مطرح میکند، از این سؤال که آیا انسانها روح دارند تا این پرسش که آیا دانشآموزان کلاس سوم باید بتوانند برای آموزش سواد خواندن و نوشتن به چتبات دسترسی داشته باشند، در این گفتوگوها مطرح شد.»
نمایندگانی از متا، گوگل و آمازون نیز با واتیکان دیدار کردهاند و مایکروسافت هم با جدیت در پی برقراری ارتباط با محافل دینی بوده است.
دین قدمتی دیرینه دارد؛ اما مطالعه علمی آن قدمت چندانی ندارد
دین عموماً پدیدهای باستانی و جهانی تلقی میشود. پژوهشگران میگویند این برداشت از برخی جهات درست است، نکتهای که جاناتان زد. اسمیت، پژوهشگر بانفوذ و درگذشته مطالعات دین، نیز آن را میپذیرفت؛ با این حال، به باور او و دیگر متخصصان، این تصویر همه واقعیت را در بر نمیگیرد.
اسمیت در سال ۱۹۸۲ نوشت: «انسان در سراسر تاریخ خود فرصت داشته است خدایان و شیوههای تعامل با آنها را تصور کند؛ اما انسان، یا دقیقتر بگوییم انسان غربی، تنها در چند قرن اخیر فرصت یافته است که خودِ مفهوم دین را تصور کند.»
بسیاری از پژوهشگران امروزی مطالعات دین با دیدگاه اسمیت همنظرند. آنها این فرض را زیر سؤال میبرند که ادیان مجموعههایی متمایز و قابل مقایسهاند و میگویند این تصور، برداشتی مدرن است که شکلگیری آن را میتوان تا قرن نوزدهم دنبال کرد.
توموکو ماسوزاوا، پژوهشگر مطالعات دین و نویسنده کتاب «اختراع ادیان جهانی»، میگوید برای مثال، بودیسم و هندوئیسم پیش از ورود پژوهشگران اروپایی، از سوی پیروانشان بهعنوان سنتهایی با مرزهای روشن و مشخص شناخته نمیشدند. او میگوید: «هیچیک از این دستهبندیها از دل خود این سنتها برنخاسته بودند.»
دانشگاهیان غربی در طول سالها این دستهبندیها را تثبیت کردند و تنها در نیمه دوم قرن بیستم بود که بازنگری جدی در آنها آغاز شد.
این تصورات ریشهدار درباره دین، از جمله این باور که میتوان سنتهای دینی را بهآسانی در فرهنگهای مختلف با یکدیگر مقایسه کرد، تا اندازهای توضیح میدهد که چرا ممکن است سیلیکونولی نیازی به تعریف دقیق برداشت خود از دین احساس نکند. دین اغلب راهی بدیهی برای نمایش تنوع فکری به شمار میرود، زیرا شرکتها میکوشند دیدگاههای گوناگون را نمایندگی کنند.
ماسوزاوا میگوید: «بهنوعی، دین به ابزاری برای ترسیم نقشه جهان تبدیل میشود؛ انگار همه جهان این چارچوب را پذیرفته است.»
نگرانی از اینکه گردآوری دیدگاههای متفاوت، ویژگیهای منحصربهفرد آنها را در دل یک تفکر انباشته از بین ببرد
برخی معتقدند شرکتهای فناوری باید اصطلاحات و اهداف خود را دقیقتر تعریف کنند تا روشن شود که دقیقاً به دنبال چه چیزی در دین هستند و میخواهند از این تعامل چه به دست آورند.
آنتروپیک در نوشته وبلاگی خود اعلام کرد: «هدف این کار، همسو کردن مدلهای ما با جهانبینی یک سنت خاص نیست. ما میخواهیم کلود بتواند از طیف گستردهای از دیدگاهها، اعم از دینی، غیردینی و سیاسی، با عمق و دقت یکسان بهره بگیرد. آنچه در این گفتوگوها به دنبال آن هستیم، شکلگیری تفکری انباشته و سنجیده درباره چگونگی پرورش واقعی منش نیک است.»
مدلهای زبانی بزرگ با پیشبینی مکرر واژه بعدی در یک جمله کار میکنند؛ آنها پیشتر با بررسی حجم عظیمی از نوشتههای انسانی، از جمله متون دینی، الگوهای زبانی را «آموختهاند».
پائولو کاروزا، عضو هیئت نظارت مستقل متا و متخصص حقوق که اندیشه اجتماعی کاتولیک و فناوری را مطالعه میکند، نگران است که در تلاش برای گردآوری دیدگاهها، ویژگیهای تعیینکننده هر سنت از بین برود. به باور او، نتیجه ممکن است همسانسازی سنتهای گوناگون و تبدیل آنها به مجموعهای یکدست باشد که به سمت دیدگاه میانه گرایش پیدا میکند یا حتی به ادیان غربی اولویت میدهد.
او میگوید: «هر سنت زنده و پیچیدهای در گذر زمان میتواند با سنتهای بیرون از خود تعامل کند، دانش تازهای به دست آورد و رشد کند؛ اما این اتفاق به شکلی طبیعی و ارگانیک رخ میدهد. به نظر من، هوش مصنوعی اغلب چنین کاری را نه بهصورت ارگانیک، بلکه با کنار هم ریختن و مخلوط کردن همهچیز انجام میدهد؛ و در نتیجه، ممکن است هیچیک از آنها را بهدرستی درک نکند.»
