آنتروپیک واقعی کدام است؟

آنتروپیک سالهاست که مهارتهای داستانگویی خود را پرورش میدهد. در واقع، شیوه پیامرسانی عمومی این شرکت نمونهای برجسته از چگونگی شکلدادن به روایتها و مسلطشدن بر آنهاست.
اوایل همین ماه، جک کلارک، یکی از بنیانگذاران آنتروپیک و رئیس بخش سیاستگذاری آن، در نشست صندوق بینالمللی پول در بانکوک سخنرانی کرد و به اقتصاددانان، بانکداران و قانونگذاران حاضر در جلسه گفت که تکینگی همین حالا رخ داده است.
مفهوم «تکینگی» را ورنور وینج، نویسنده داستانهای علمیتخیلی و آیندهپژوه، حدود ۴۰ سال پیش مطرح کرد. این مفهوم که مدتها در محافل تخصصیتر و حاشیهایتر اینترنت موضوع بحث بوده، به نقطهای اشاره دارد که فناوری چنان پیشرفت میکند که از توانایی سازندگان خود فراتر میرود.
بر اساس این ایده، انسانها از قافله عقب میمانند و دیگر نه میتوانند با دستاوردهای ساختههای پیشین خود رقابت کنند و نه حتی لزوماً آنها را بفهمند.
و حالا ظاهراً در همان دنیای تخیلی زندگی میکنیم که بسیاری از ما از کودکی تصورش را داشتهایم. کلارک به حاضران گفت: «من معتقدم امسال شواهد قانعکنندهای به دست آوردهایم که نشان میدهد این فرایند اکنون آغاز شده است.»
آنتروپیک روایتی زنده و از بسیاری جهات ترسناک از آیندهای ارائه میکند که آن را اجتنابناپذیر جلوه میدهد، در حالی که آن آینده هنوز محقق نشده است. این شرکت اغلب از الگوهای آشنای داستانهای علمیتخیلی بهره میگیرد، فناوری خود را مرموز و خطرناک معرفی میکند و اصرار دارد که تنها شرکتی است که میتوان به آن برای مهار این فناوری اعتماد کرد. کدام سرمایهگذاری نمیخواهد در چنین داستانی سهمی داشته باشد؟
نمونه دیگری را در نظر بگیرید. سال گذشته، کریس اولا، یکی دیگر از بنیانگذاران آنتروپیک، برای سخنرانی در واتیکان دعوت شد. او در آنجا برای پاپ لئو چهاردهم و دیگر پژوهشگران و مقامهای مذهبی توضیح داد که شرکتش درباره فناوری خود به چه یافتههایی رسیده است. او گفت: «صادقانه بگویم، مدام با چیزهایی روبهرو میشویم که مرموز و حتی نگرانکنندهاند. شواهدی از دروننگری پیدا میکنیم. به حالتهای درونیای برمیخوریم که از نظر کارکرد، شباهت زیادی به شادی، رضایت، ترس، اندوه و دلآشفتگی دارند.»
این نکته را کنار بگذاریم که بسیاری از پژوهشگران احتمالاً چنین اشاره صریحی به تجربه درونی انسانمانند در نرمافزار آنتروپیک را با دیده تردید مینگرند. وقتی تقریباً هیچ چیز قطعی به نظر نمیرسد، گفتههای آنتروپیک و دیگر شرکتهای پیشرو هوش مصنوعی بهسرعت دستبهدست میشوند و مردم به آنها چنگ میزنند؛ درست مانند تکههای چوبی که فردی در حال غرقشدن برای نجات خود به آنها متوسل میشود.
من نمیگویم که این شرکتها لزوماً در هیچیک از این موارد اشتباه میکنند؛ بررسی این مسئله را میتوان به فرصت دیگری موکول کرد. اما در جهانی که هیچکس نمیداند چه چیزی در انتظار ماست، شرکتهایی مانند آنتروپیک فرصت پیدا میکنند خلأ موجود را با روایتهای خود پر کنند.
بد نیست لحظهای درنگ کنیم و بپرسیم: آنتروپیک چیست؟ شاید این سؤال شبیه پرسشی ساده در یک مسابقه تلویزیونی خانوادگی به نظر برسد، اما پاسخدادن به آن بسیار دشوارتر از چیزی است که تصور میکنید.
از زمانی که هفته گذشته گفتوگویی در شبکه اجتماعی ایکس با مطرحشدن دیدگاههای نیتن کالوین آغاز شد، این پرسش ذهنم را مشغول کرده است. کالوین مدیر ارشد راهبردی سازمان انکود ایآی است؛ نهادی مستقر در واشنگتن دیسی که از وضع مقررات حمایت میکند. او از قانونی که آنتروپیک در قالب پیشنویسی محرمانه میان قانونگذاران آمریکایی توزیع کرده بود، ناراضی بود؛ پیشنویسی که بعداً به بیرون درز کرد.
کالوین گفت آنتروپیک میخواهد خود را طرف خوب ماجرا نشان دهد، اما چرا باید به آن اعتماد کنیم؟ او پرسید: «آنتروپیک چیست؟»
یک پاسخ این است: آنتروپیک شرکتی است که عرضه اولیه سهام آن ارزشی بیش از ۱.۵ تریلیون دلار برایش رقم میزند و بنیانگذارانش، از جمله کلارک و اولا، از این راه به ثروتی هنگفت دست پیدا میکنند.
با این حال، آنتروپیک همواره تأکید کرده که چیزی فراتر از این است. همانطور که کالوین اشاره کرد، میتوان این شرکت را سازمانی فعال در حوزه ایمنی هوش مصنوعی دانست که بر توسعه فناوریهای قدرتمند، قابلاعتماد و تقریباً بیخطر تمرکز دارد. اما از زاویهای دیگر، ممکن است آن را گروهی از افراد بدانیم که مصمماند پیش از دیگران فناوریای با تواناییهای فراتر از انسان بسازند؛ شاید چون باور دارند مسئولیتپذیرترین افراد برای انجام این کار هستند و شاید هم به دلیل خودبزرگبینیشان.
در واقع، آنتروپیک همه اینهاست. داریو آمودی، مدیرعامل شرکت، در پاسخی به نوشته کالوین چنین توضیح داد: «راهبرد ما همواره چیزی بوده که من آن را «رقابت برای رسیدن به جایگاه برتر» نامیدهام؛ با نشاندادن اینکه چگونه میتوان این فناوری را مسئولانه ساخت، میتوانیم معیارهای کل صنعت را ارتقا دهیم. نیروهایی که چنین رقابتی را پیش میبرند، زمانی بسیار مؤثرترند که شرکتی که این رویکرد را دنبال میکند در خط مقدم فناوری قرار داشته باشد. این درسی است که بارها آموختهام. وقتی به این راهبرد در کلیت آن نگاه میکنم، به کارنامهمان افتخار میکنم و همچنان از آن دفاع میکنم.»
آمودی طوری صحبت میکند که انگار همهچیز را حلوفصل کرده است، اما ایفای چند نقش متفاوت کار آسانی نیست. برای مثال، میان اولویتهای یک سازمان فعال در حوزه ایمنی هوش مصنوعی و یک غول تجاری سودمحور، تنشهای بزرگی وجود دارد. خود آمودی نیز در نوشتهاش میپذیرد که مرتکب اشتباهاتی شده است.
در نهایت، روایتهایی که آنتروپیک برای خودش تعریف میکند، باید به ما کمک کنند روایتهایی را که با دیگران در میان میگذارد بهتر بفهمیم. این روایتها باید به ما نشان دهند تا چه اندازه میتوان به این شرکت اعتماد کرد که بر عملکرد خودش نظارت کند، یا اینکه آیا باید آن را ملزم کنیم دسترسی به مدلهایش را برای ارزیابان مستقل ایمنی فراهم کند؛ آن هم با شرایطی که ما تعیین میکنیم، نه شرایطی که خود شرکت ترجیح میدهد. این روایتها همچنین باید به ما کمک کنند وقتی قانونی ظاهراً در خدمت منافع خود شرکت آشکار میشود، تصمیم بگیریم آیا باید با دیده اغماض به آن نگاه کنیم یا نه.
اما به نظر من، این روایتها موجودی چندسر و پیچیده را آشکار میکنند. آنتروپیک برای افراد مختلف، معانی و چهرههای متفاوتی دارد و مطمئن نیستم که این ویژگی آن را قابلاعتمادتر کند. از بسیاری جهات، درک یک شرکت فناوری سنتی و متعارف، بدون نقشآفرینیهای علمیتخیلی و ادعاهای رازآلود، بسیار آسانتر بود.
