هوش مصنوعی و اهداف بهداشت عمومی: نگاهی انتقادی به فناوری
چکیده: در حوزه بهداشت عمومی، گفتمان معاصر درباره کاربرد هوش مصنوعی تحت سلطه رویکردی است که در این مقاله از آن با عنوان «رویکرد معیار» یاد میشود. در این چارچوب، هوش مصنوعی ابزاری خنثی تلقی میشود که باید دقت آن، میزان حفاظت از حریم خصوصی و اثربخشی اقدامات آن برای کاهش سوگیری ارزیابی شود. بر اساس این رویکرد، اگر منافع مستقیم هوش مصنوعی از آسیبهای مستقیم آن بیشتر باشد، استفاده از این فناوری فرصتی برای بهبود عملکرد بهداشت عمومی به شمار میرود.
بااینحال، رویکرد معیار به این موضوع نمیپردازد که پذیرش هوش مصنوعی در بهداشت عمومی چگونه برداشتهای متفاوت از هدف بنیادی این حرفه را آشکار میکند و به تقویت آنها میانجامد. ما با بهرهگیری از دیدگاههای وندل بری، متفکر جامعهگرا، نشان میدهیم که هوش مصنوعی صرفاً کارایی را افزایش نمیدهد و قابلیتهای تازهای در اختیار این حوزه نمیگذارد؛ بلکه گرایش دارد عملکرد بهداشت عمومی را با اهداف و پیشفرضهایی همسو کند که در عمل، بهتدریج قدرت جوامع محلی و حضور اصیل انسان را به حاشیه میرانند.
این گرایش را میتوان در سه کاربرد رایج و پیشنهادی هوش مصنوعی در بهداشت عمومی مشاهده کرد: آموزش سلامت، ارزیابی سلامت جامعه و تحلیل دادهها. ظهور هوش مصنوعی، از آنجا که امکان افزایش کارایی فناورانه را فراهم میکند، فرصتی نیز در اختیار فعالان و متخصصان بهداشت عمومی میگذارد تا درباره اهداف نهاییای که این افزایش کارایی باید در خدمت آنها باشد، تأمل کنند.
