سرمایه فناوری از آنتروپیک و اسپیسایکس در حال دگرگون کردن امور خیریه است؛ اما این پول صرف اهداف جریان بیدارگر میشود یا به نفع مردم عادی آمریکا خواهد بود؟
شرکت بزرگ هوش مصنوعی آنتروپیک روز یکشنبه وعده داد ۵ درصد از سهام خود را به یک صندوق خیریه اختصاص دهد؛ تعهدی عظیم که در نگاه نخست سخاوتمندانه به نظر میرسد.
اما این سهام به صندوقی اختصاص مییابد که مدیران آنتروپیک کنترل آن را در اختیار دارند و اولویتهایش با اهداف جریان موسوم به «نوعدوستی مؤثر» (Effective Altruism) و رویکردهای جریان بیدارگر گره خورده است. از جمله این اهداف، حمایت از شرکتهایی است که میلیونها دلار هزینه میکنند تا مزارع پرورش میگو برای کشتن این آبزیان از شوکر استفاده کنند؛ روشی که به گفته حامیانش انسانیتر است.
چند ساعت بعد، ایلان ماسک رویکرد متفاوتی را مطرح کرد: واگذاری سهمی از اسپیسایکس به کودکان آمریکایی. او در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد: «سال آینده، یک سهم از اسپیسایکس را به هر کودک در آمریکا خواهم داد.»
به گفته منابع، ارزش این هدیه با قیمت فعلی سهام نزدیک به ۱۱ میلیارد دلار خواهد بود و توزیع آن از طریق حسابهای ترامپ (Trump Accounts) انجام میشود.

تفاوت این دو رویکرد، پرسشی مهم را در سیلیکونولی به بحث گذاشته است: آیا شرکتهای تریلیوندلاری باید ثروت هنگفت خود را صرف اهداف مورد علاقه مدیرانشان کنند یا از آن برای کمک به نسل بعدی بهره بگیرند تا جوانان بتوانند خودشان ثروت بسازند؟
در صنعتی که هشدار میدهد هوش مصنوعی ممکن است جای نیروی کار را بگیرد و آینده شغلی مردم را دگرگون کند، سهیم کردن افراد در مالکیت و منافع مالی همین آینده، به نظر میرسد پاسخ بسیار مناسبتری باشد.
براد گرستنر، بنیانگذار، رئیس هیئتمدیره و مدیرعامل شرکت سرمایهگذاری آلتیمیتر کپیتال و طراح حسابهای ترامپ، به من گفت کمک ماسک تنها «نوک کوه یخ» است؛ هم از نظر حجم کمکهای خیریهای که این حسابها میتوانند دریافت کنند و هم از نظر شمار آمریکاییهایی که از این کمکها بهرهمند خواهند شد.
گرستنر برآورد میکند که تا پایان سال ۲۰۲۷، مجموع کمکهای خصوصی به حسابهای ترامپ ممکن است به ۱۰۰ میلیارد دلار برسد؛ آن هم در شرایطی که چهرههای دیگری از سیلیکونولی، در کنار افرادی مانند سوزان و مایکل دل، ری دالیو و گوین شاتول، به این طرح بپیوندند.

با این حال، تحولی که شاید از این هم مهمتر باشد، به گروه افرادی مربوط میشود که ممکن است بهزودی واجد شرایط استفاده از این حسابها شوند.
در حال حاضر، حسابهای ترامپ فقط به شهروندان آمریکایی زیر ۱۸ سال اختصاص دارند. تمام پولی که به این حسابها واریز میشود، در بازار سهام سرمایهگذاری میشود تا فرصت رشد داشته باشد. دارندگان حساب پس از رسیدن به ۱۸ سالگی به این پول دسترسی پیدا میکنند و میتوانند از آن برای اهداف مختلفی استفاده کنند؛ از پرداخت هزینه دانشگاه و خرید نخستین خانه گرفته تا راهاندازی کسبوکار یا نگه داشتن سرمایه برای ادامه رشد آن.
گرستنر گفت در حال تلاش برای گسترش دامنه این طرح است تا همه افراد زیر ۴۰ سال نیز بتوانند از حسابهای ترامپ استفاده کنند. ممکن است قانون اصلاحشده این طرح ظرف چند ماه آینده ارائه شود. در چارچوب جدید نیز میتوان از این حسابها برای بازنشستگی، تحصیل یا راهاندازی کسبوکار استفاده کرد. به گفته گرستنر، این پیشنهاد قانونی همچنین با هدف دائمی کردن تأمین مالی حسابها تدوین خواهد شد.

در شرایطی که آمریکاییها درباره هوش مصنوعی، تأثیر آن بر شغلهایشان و آینده خود نگراناند و از نظام سرمایهداری سرخورده شدهاند، این اقدام میتواند به بزرگسالان کمک کند در آینده سرمایهگذاری کنند؛ آن هم بدون آنکه وابستگی به دولت رفاه را افزایش دهد.
گرستنر توضیح میدهد: «پرداختهای حمایتی دولتی سود مرکب ایجاد نمیکنند، اما مالکیت سرمایه رشد مرکب دارد. با ایجاد وابستگی بیشتر نمیتوان به مردم کمک کرد.»
او اضافه میکند: «اینکه حتی ندانی چطور وارد این بازی شوی، واقعاً ناامیدکننده است... اما با این حسابها، یک میلیون دلار در دسترس هر کسی قرار میگیرد. این طرح تضمین میکند که هر کودک سهمی در اقتصاد داشته باشد.»
این رویکرد توانمندساز حسابهای ترامپ را با برنامه آنتروپیک مقایسه کنید. این شرکت هوش مصنوعی قصد دارد کمکهایی به سازمانهای غیرانتفاعی اختصاص دهد و احتمالاً بخشی از منابع را نیز مستقیماً میان افراد توزیع کند. هنوز مشخص نیست چه میزان از منابع به هر بخش اختصاص خواهد یافت یا چه کسانی واجد شرایط دریافت کمک خواهند بود؛ اما تمام این تصمیمها را خود آنتروپیک خواهد گرفت.

با این کار، آنتروپیک به تداوم ساختار معیوب و چپگرای خیریهای کمک میکند که مبالغ هنگفتی را جابهجا میکند، بیآنکه واقعاً زندگی مردم را بهبود دهد. بخش عمده این ساختار را سازمانهای غیردولتی جریان بیدارگر تشکیل میدهند که میلیونها دلار از منابع خود را به جیب مدیران، مشاوران و کارشناسانشان سرازیر میکنند؛ مبالغی که گاه با هزینهای که صرف اهداف خیرخواهانه میشود، برابری میکند.
نکته جالب این است که اگر آنتروپیک یا هر شرکت دیگری بخواهد سهام خود را میان کودکان یا جوانان توزیع کند، ناچار خواهد بود از رویکرد ماسک پیروی کند.
حسابهای ترامپ در حال حاضر تنها زیرساخت موجود برای توزیع سهام میان جوانان آمریکایی هستند. با این حال، صرفِ حمایت از حسابی که نام ترامپ را یدک میکشد، بهویژه چند هفته پیش از انتخابات میاندورهای پرتنش، برای دور کردن بسیاری از شرکتها از این طرح کافی است.
البته نگرانی معتبری نیز وجود دارد: پیوند میان شرکتهای خصوصی و حسابهای ترامپ ممکن است زمینهساز تعارض منافع و خطرهای اخلاقی شود. آیا ممکن است دولت در مخالفت با ادغام شرکتی که میلیاردها دلار به این حسابها و آینده مالی آمریکاییها کمک کرده است، محتاطتر عمل کند یا به شکلهای دیگری به آن امتیاز بدهد؟
با این حال، چه نام ترامپ بر این حسابها باشد و چه نباشد، واقعیت این است که سهیم کردن آمریکاییها در آینده و ایجاد حس مالکیت نسبت به رؤیای آمریکایی، گام نخست مهمی است تا آنها بتوانند از فرصتهای این رؤیا بهرهمند شوند.
